-
بازار مکاره ای گشته این دنیا
سهشنبه 30 بهمن 1403 01:30
عجب بازار مکاره ای گشته این دنیا کالایش شده دین و دین اما هر روز به دیروز با نرخی گرانتر عرضه می شود بر اندیشه مردم جمعی سازنده دین و جمعی فروشنده دین ، هر دو در پی جیب خود جمعی مغرور که شیطان رانده شده از نزد خدا غافل که آدم نیز رانده شده از بهشت برین عجیب است هم آدم، هم شیطان هر دو را خدا رانده عجیب است آدم و شیطان...
-
حواست به نگاهت باشد
سهشنبه 30 بهمن 1403 01:04
تورج توجی : ✍حواست به نگاهت باشد بدون نگاهم جایی نرود گفته بودم به نگاه که نگاهم سخت تعصب می کشد نگاهی چپ نگاهت کند نگاهم پاشنه ور می کشد آن نگاه را هزار پاره میکند خلاصه خود دانی حواست به نگاهت باشد که تنها جایی نرود چون که نگاهم همه جا پشت نگاهت باشد دلنوشت تورج توجی
-
عجب بازار مکاره ای شده این دنیا
پنجشنبه 25 بهمن 1403 04:29
عجب بازار مکاره ای گشته این دنیا عجب بازار مکاری گشته این دنیا کالایش شده دین و دین اما هر روز به دیروز با نرخی گرانتر عرضه می شود بر اندیشه مردم جمعی سازنده دین و جمعی فروشنده دین ، هر دو در پی جیب خود جمعی مغرور که شیطان رانده شده از نزد خدا غافل که آدم نیز رانده شده از بهشت برین عجیب است هم آدم، هم شیطان هر دو را...
-
بازار مکاره ای
پنجشنبه 25 بهمن 1403 04:07
عجب بازار مکاری گشته این دنیا عجب بازار مکاری گشته این دنیا کالایش شده دین و دین اما هر روز به دیروز با نرخی گرانتر عرضه می شود بر اندیشه مردم جمعی سازنده دین و جمعی فروشنده دین ، هر دو در پی جیب خود جمعی مغرور که شیطان رانده شده از نزد خدا غافل که آدم نیز رانده شده از بهشت برین عجیب است هم آدم، هم شیطان هر دو را خدا...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 بهمن 1403 04:00
شب تاریک تر از همیشه، آهسته از دل غروب دارد پیاده می آید تنها نیست ! سکوت هم با فریاد های بی صدایش پر کرده گوش دنیا را .... اندکی بعد ماه در گوش غروب نجوایی میکند و غروب غمگین تا غروبی دیگر غریبانه می رود و اما من ... من خسته تر از این غروب و تاریک تر از تاریکی این شب در غم انگیز ترین نقطه تاریخ و در اندوهناک ترین...
-
درد پنهان
پنجشنبه 25 بهمن 1403 03:23
من درد پنهانم که آرامم ندانم که آرامم یا که دردم کرده آرامم عجب تضادی بین من و من هست یکی کرده آرام و دیگری کرده طوفانی ام دلنوشت تورج توجی