-
کوتاه
چهارشنبه 20 اسفند 1404 11:03
معجزه نمی دانم شاید امروز در جایی به غیر از خیال تو را بوسیدم من به معجزه معتقدم دلنوشت تورج توجی ___________________________ بلاگروان می شود هر صبحگاهان مرا با نگاهی صدقه دهی من تا شب هزاربار بلاگردان چشمانت می شوم دلنوشت تورج توجی ___________________________ درد پنهان من آن درد پنهانم که آرامم ندانم که آرامم یا که...
-
دنیا همیشه
چهارشنبه 20 اسفند 1404 10:56
دنیا همیشه ادا درمیاره… یه نمایش بزرگ از راست و دروغ، که هرکی توش بازی میکنه نقش قربانی رو بهتر بلده تا قاتل. همهش حرف از عشق میزنن، از وفا، از انسانیت… اما تهش، فقط دنبال پُر کردنِ خلأ خودشونن با دردِ بقیه من اما دیگه نمیخندم، نه از قهر، نه از خستگی… از فهمیدن خستهم از اینکه دیدم هر لبخند، یه نقاب داره و هر...
-
قرار بر این بود
چهارشنبه 20 اسفند 1404 10:50
قرار بر این بود قرار براین بود دستهایت قرارم باشند نه اینکه خاطراتت قرار از کفم بیرون کنند... قرار بود دل به دلم بدهی نه اینکه دلم را خانه غمها کنی! دور از انصاف بود که اینگونه تنهایم کنی، خود به خود رهایم کنی میان این جماعت رسوای خاص و عامم کنی اما پیش تو رسوا شدن چه باک باشد مرا!؟ همه شب در فکر تو بودن چه ملال باشد...
-
داستان صوتی ماه بانو
چهارشنبه 20 اسفند 1404 10:38
-
آن دم که دَمَت
چهارشنبه 20 اسفند 1404 02:17
آن دم که دمت نفسی داد به دَمَم آن که داد می ناب به لبم دلنوشت و اجرا تورج توجی
-
شعر مادر
سهشنبه 19 اسفند 1404 18:48
شعر مادر به ترجمه و اجرای استاد علیرضا ذیحق و قلم تورج توجی
-
شب از نیمه
سهشنبه 19 اسفند 1404 01:16
شب از نیمه گذشته بود و من باز ..... این روزها عجیب نبودنت از چشم هایم جاری می شود دلنوشت و اجرا تورج توجی
-
سراب
دوشنبه 18 اسفند 1404 14:21
سراب سوگند به فریب چشمانت که دارم این سراب را باور می کنم نه از روی این دل که سادگی پیشه دارد چون گر به دروغ هم که باشد آرام می گیرد دلی که در دام تو باشد وعده رهایی هیچ صیادی نداد به صید خود اما تو بگو که می گزاری گاه گداری در خیالت رها شوم حتی به دروغ هر چند عمر دروغ ها کوتاه هست اما عمر من انگار که کوتاه تر است...
-
گم کردن آدم ها
دوشنبه 18 اسفند 1404 04:34
آدم ها توی شلوغی های زندگی هم رو گم نمی کنن آدم ها توی تنهایی های خودشون آدم ها رو گم می کنند قلم و اجرا تورج توجی
-
از روی تو
یکشنبه 17 اسفند 1404 17:38
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
-
آوار
یکشنبه 17 اسفند 1404 16:23
داستان یک عشق که در زیر آوار زلزله مدفون شد
-
ماه بانو قسمت ۱
یکشنبه 17 اسفند 1404 13:26
ماه بانو قسمت اول
-
آخرین سکانس
یکشنبه 17 اسفند 1404 02:28
-
شب برفی
شنبه 16 اسفند 1404 21:40
-
داستان خدا و پیرمرد
شنبه 16 اسفند 1404 21:31
-
باز من و این شب
شنبه 16 اسفند 1404 13:44
-
خواب دیشب .
جمعه 15 اسفند 1404 11:10
قلم تورج توجی
-
آخرین نامه
جمعه 15 اسفند 1404 11:04
-
شب تر شد
جمعه 15 اسفند 1404 04:39
-
آواره
جمعه 15 اسفند 1404 04:36
-
سیاوش و سودابه
جمعه 15 اسفند 1404 04:31
-
در چه احوالم
جمعه 15 اسفند 1404 03:31
-
جستجوی تو
جمعه 15 اسفند 1404 03:28
-
جستجوی تو
پنجشنبه 14 اسفند 1404 05:30
جستجوی تو هوا اندکی غروب است و کمی بیشتر شب اتاق هم انگار با صدای لالایی شمعی نیمه جان دارد می خوابد بر دیوار اتاق نورِ کمسویی دارد میرقصد کاغذ هایی پر شده از من مبهم ! و صدای تیک و تاک ساعت که خیلی وقت است که نمی دانم چه می گویند و کتابی که مدت هاست در صفحه ای که نوشته او "رفت" باز مانده است و منی که از...
-
نبودنت
سهشنبه 12 اسفند 1404 03:04
این روزها عجیب نبودنت از چشم های جاری می شوند دلنوشت تورج توجی
-
غم فردا
سهشنبه 12 اسفند 1404 02:58
فشرده راه گلویم را نه آن همه خاطره مرا غم فردایی گرفته که قرار است بی تو آنجا باشم دلنوشت تورجتوجی
-
لب لرزید
سهشنبه 12 اسفند 1404 01:45
تا که لب لرزید و گفت دوستت دارم لبت رقصید بر لبانم تا که دست به دستم دادی جاری شد در رگ هایم هر آنچه در جان داری دلنوشت تورج توجی
-
خاطره ای مبهم
دوشنبه 11 اسفند 1404 23:58
-
شعر تلخ موشک ها
دوشنبه 11 اسفند 1404 04:46
-
شرم دارم
دوشنبه 11 اسفند 1404 03:33
ااین روزها شرم دارم از زنده ماندن این روزها که از تو خبر ندارم شاید کم از مردن نباشد حالی که من دارم این مردم چه می دانند تکه ای از آدم جدا شدن چه معنا دارد ترس داشتم ترس گم کردنت را در میان این شلوغی ها گفته بود مادر بزرگم کمی آن سالها دورتر که از هر چه بترسی سرت خواهد آمد تورا گم کرده ام مانده خالی دست هایم ای...